الشيخ السبحاني
135
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
قبايل عرب بود ، بهترين ساعات عمر خود را مىگذراندند و هر كس ، هر داستانى را كه دربارهء « منذريان » حيره و « غسّانيان » شام و قبايل يمن شنيده بود ، براى حاضران تعريف مىكرد و بر اين باور بودند كه اين زندگى شيرين بر اثر توجه بتان است كه عموم عرب را در برابر آنها ذليل كرده و آنان را بر همه برترى داده است . مرزهاى خيالى قريش اگر - خداى ناخواسته - انسان روزى افق زندگى را صاف و پاك ببيند و براى خود يك مصونيت خيالى قايل گردد ، آن روز است كه هستى و زندگى را به خود اختصاص داده و براى همنوع خود ، كوچكترين حيات و ارزشى قايل نمىشود . آن روز ، قريش براى اين كه تفوق و عظمت خود را بر ديگران ثابت كنند ، تصميم گرفتند كه كوچكترين احترامى به اهل « حل » « 1 » قايل نشوند ، زيرا مىگفتند كه عموم عرب به معبد ما نيازمندند و جامعهء عرب با چشم خود ديدند كه ما مورد توجه خدايان كعبه هستيم . از اين وقت ، سختگيرىهاى قريش شروع شد و با ديكتاتورى كامل ، مردم « حل » را مجبور كردند كه هر موقع براى انجام حج و عمره وارد « مكّه » شوند ، نمىبايست از غذايى كه همراه خود آوردهاند ، بخورند و بايد از غذاى اهل حرم بخورند . موقع طواف ، همه بايد از لباسهاى محلّى « مكّه » كه جنبهء ملى و قومى داشت ، استفاده كنند و اگر كسى موفق به تهيه آن نشود ، بايد به طور عريان دور كعبه طواف كند و هرگاه فردى از بزرگان عرب به اين كار تن نمىداد ، مقرر شده بود كه پس از طواف لباسهاى خود را بكند و به دور افكند و كسى حق نداشت به آن دست بزند . ولى زنان ، در هر حال مجبور بودند لخت و عريان طواف كنند ؛ فقط بايد اطراف سر را با پارچهاى بپوشانند و شعر مخصوصى زمزمه كنند . « 2 » پس از حملهء ابرهه كه خود از مسيحيان بود ، هيچ فردى از يهود و مسيحى حق
--> ( 1 ) . چهار فرسنگ از چهار طرف كعبه را حرم ، و بقيّه را « حل » مىنامند . ( 2 ) . اليوم يبد و كله أو بعضه * ممّا بدا منه فلا أحلّه